سيد حسن آصف آگاه
125
سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى)
در شاهى شاپور هرمزدان تازيان آمدند و اوله رودبار را گرفتند و سالهاى بس به آوار و تازش داشتند ، تا شاپور به شاهى آمد ، آن تازيان را سپوخت . شهر را از ايشان بستد . بس شاه تازيان را نابود كرد و بىمر شانه را افسار كرد » . « ور يا پساخت » كه در مورد آذرباد ماراسپندان از آن نام برده شده آزمايشى بوده است كه بهوسيلهء آن بىگناه از گناهكار بازشناخته مىشده ، خوردن آب گوگرد ، گذشتن از آتش ، بريدن با كارد و مانند آن از شيوههاى معمول ور در ايران باستان بوده است . چنانچه شخص مورد آزمايش از اين آزمايشها آسيب نمىديده ، حقانيت او ثابت مىشده است ( براى آگاهى بيشتر نگاه كنيد به : ويسپرد ، گزارش پورداود ، صص 172 - 120 ) . بنابر آنچه در گزيدههاى زادسپرم آمده است زردشت خود از سه ور گذشته است و از هيچيك آسيبى نديده است ، گذشتن از كورهء آتش ، بريدن شكم با كارد و . . . ( نگاه كنيد به : گزيدههاى زادسپرم ، ص 34 - 32 ) . آذرباد ماراسپندان كه در اينجا به پساخت او اشاره شده است موبدان موبد در دورهء پادشاهى شاپور دوم ساسانى بوده و گردآورندهء « خرده اوستا » ست . او براى اثبات حقانيت و راستى خود در دين « پساخت روى » را انجام داد و پساخت روى ، ريختن روى مذاب بر سينه است ؛ آذرباد از اين آزمايش موفق بيرون آمد . زند بهمن يسن ، ص 27 ، يادداشت 21